سلام دوستان . اومدم تبریک بگم به خاطر مهمونی بزرگی که تا چند روز دیگه شروع میشه :
خدا سفرشو داره پهن میکنه . سفره ای که توش پر از مهر و صفا و نعمت و رحمته . پر از لطفه . سفرش اینقدر بزرگه که همه ی بنده ها میتونن ازش بهره ببرن . همه دعوتن . خدا داره تک به تک برای همه کارت دعوت میفرسته . بعضیا در قلبشونو باز میکنن و این دعوت رو میشنون ، بعضی ها هم در دل هاشون قفله یا وقتی خدا میاد صدای در زدنشو نمیشنون . خدا تو دعوتنامش نوشته : سلام به بنده ی عزیزم . یک سال گذشت و تو توی این مدت خیلی از من دور شدی . منو فراموش کردی در حالی که من همیشه منتظر بودم که تو فقط یه قدم بیای طرفم تا خودم به طرفت ده قدم بردارم ... حالا یه مهمونی گرفتم که همه رو توی این مهمونی دعوت میکنم . تو این ماه میخوام به شیطون مرخصی بدم تا استراحت کنه . خیالت راحت نیستش میتونی راحت بیای و از رحمتم استفاده کنی . اگه نیای شیطون تو خونش بند نمیشه ها !!!! میاد طرفت و شیطونی میکنه . پس پاشو .. پاشو و هر چی زشتی تو دلته بریز دور و بیا به مهمونی من ... قبولت میکنم چون دوستت دارم و بندمی . پس منتظرتم که بیای ... قربانت خدا ... آره خدا دعوتمون میکنه . بیاین همگی بریم مهمونی . مهمونی عشق ... اونجا خدا و فرشته هاش منتظرمونن
دوستان ، اگه دلاتون آسمونی شد ، من رو فراموش نکنین ... التماس دعا ز
سلام دوستان . من برگشتم . خیلی خوش گذشت .جاتون خالی ... مثل خود سربازی بود خداییش. صبحا ساعت ۵ بیدار باش و شب ۱۱ خاموشی بود ... سر کلاساش چرت میزدیم ..... جالب بود . یه سرهنگ هم داشتیم به نام سرهنگ فاطمی که اصل حال بود ...خیلی باصفا بود ..دو تا روحانی هم داشتیم به نام های : حاج آقا موسویان و حاج آقا شرفی ... خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی توپ بود خلاصه .
سلام دوستان .من دارم برای حدودا یک هفته میرم اردو ...ای بابا چرا اینجوری نیگا میکنید ؟
اردو ، اردوی بسیجه . اردوی طرح ولایت .. دارم از اونایی میشم که بهشون میگن " بسیجی دلاور ، آفتابه رو بیاور " یا میگن " بسیجی دلاور ، بپا نری تو خاور " آره دیگه خلاصه داریم اساسی بسیجی و مخ شست و شو داده میشیم ... حالا باید هر روز ساعت ۳.۵ از خواب بیدار شیم و ۱۰ شب هم بخوابیم و هی رژه بریم و کار کنیم مثل سربازا ... منتظرم بمونید ... زود میام ولی چه اومدنی ؟!!! قربون همتون .. نظر پایین یادتون نره ...بابای
پاورقی : راستی ازز دوستان عزیزی مثل آقای غفوری و امیر و سایر دوستان که نرسیدم باهاشون بابای کنم عمیقا معذرت میخوام .